به گزارش سراج24: رنچ نامه ای که می خوانید حاصل مشاهدات یک خبرنگار از شعبه 22 سازمان تامین اجتماعی تهران است، شعبه ای که در خیابان هشتم قائم مقام فراهانی واقع است با کارمندانی عموما عبوس و طلبکار!
ابتدا حدود یک ساعت درخیابان های اطراف این شعبه پرسه زدم شاید جای پارکی برای ماشینم پیدا کنم، در خلال این مدت چند خودرو را که توسط جرثقیل های راهنمایی و رانندگی به پارکینگ منتقل شدند را دیدم، قیافه های صاحبان این خودروها که با اعصابی خرد شده از تامین اجتماعی برمی گشتند و جای تر خودروهایشان را می دیدند دیدنی تر بود اما این توفیق را داشتم به آنان نوید بدهم خودرویشان سرقت نشده بلکه به پارکینگ تهران پارس انتقال یافته است !
بعد از اینکه به لطف رفتن یک خودرو جای پارکی برایم پیدا شد تازه خود را در برزخ طبقات شعبه 22 تامین اجتماعی حیران دیدم.
ورود به طبقه دوم و ایستادن در صف طولانی جمع آوری سوابق و مواجهه با یک خانم بد اخلاق و طلبکار که عموم مراجعین را دنبال نخود سیاه می فرستاد! برو از همه صفحات فتوکپی بگیر - نه منظورم این صفحه نبود باید از اون صفحه کپی بگیری -چرا کمرنگه- به من چه برو از یک دستگاهی که واضح تر کپی می گیرد بگیر- این مشکل شماست - به من چه این دستور است و باید رعایت بشه - شما حق توهین به مامور را نداری - چرا صدایت را بلند می کنی - من به تو لطف میکنم دو دقیقه برایت توضیح دادم - خانم تو نمیفهمی - برو شکایت کن - نه - کی این پرونده را به تو داده - نه نه حتما باید خودت بروی بندرعباس - اقا چه می دونم شعبه چنده - به من چه - هر طور راحتی - به من چه چکاره بودی برو ته صف!
اینها برخی از کلماتی است که در مدت حضورم در طبقه دوم شنیدم و هر از گاهی فریاد یک مراجعه کننده که خدایا اینجا کسی نیست به داد من برسه؟ و بعد هم حضور مسئول جمع آوری سوابق، آقا چرا داد می زنی مگر نمی بینی همکارم داره کار می کنه! الهی این کار کردن بخوره توی سر خودت و همکارت.
هرچه چشم چشم کردم منشور اخلاقی که معمولا توی ادارات برای دکور هم نصب می شه را ندیدم که به اون آقای باصطلاح مسئول بفهمانم که مهربانی یک طرفه نمی شه و افرادی که اینجا آمده اند هرکدام شخصیت قابل احترامی دارند اما چه کنم که کسی این حرف ها را نمی فهمید!
چند بار برای ثبت و دستور و بایگانی و کوفت از پله ها بالا و پایین رفتم پا و کمرم درد گرفته بود و به قول معروف مرگ خودم و رییس تامین اجتماعی را از خدا خواستم هربار که برای گرفتن یک شماره یا ثبت یا دستور می رفتم باید در صفی که آنسویش یک کارمند کم جنبه و طلبکار قرار داشت بایستم و در آنسوی پارتیشنی که هر چند دقیقه یکبار پرده کرکره اش کشیده می شد چند آقا و خانم که می گفتند کارشناس هستند را می دیدم که به ریش ارباب رجوع می خندیدند! برای خودشان داستان می گفتند و از قورمه سبزی و مادرشوهر قصه می بافتند و در این سو افرادی که روزی برای خودشان کسی بودند و الان مشتی درمانده و نیازمند!
در طبقه همکف هم صف مراجعین کمتر از اداره سوابق نبود و در بایگاهی هم همینطور در هر طبقه باصطلاح یک نفر را جوابگو گذاشته بودند که مانند برخی ماموران راهنمایی و راننگی که فقط تلاش می کنند منطقه ماموریت را از خودرو تخلیه کنند ارباب رجوع را به طبقات دیگر پاس می دادند آقایی که مسدول صدور دفترچه بود را به صدمن عسل هم نمی شود خورد با همه سرجنگ دارد و بسیار بی ادبانه افراد را صدا می کرد هیچکس هم جرئت اعتراض نداشت چون با هزار بدبختی خودش را به او رسانده بود و حال می ترسید بفرماید برو دو هفته دیگه بیا یا گوشه وسطی دفترچه ات تا خورده! چرا تاریخ تولدت سومه چرا چهارم نیست! کسی نیست بگوید آقای محترم تو حقوق می گیری که مردم را مسخره کنی تو حقوق میگیری که افراد بدبخت بیچاره را که خیلی از آنها روزی از رییس تو هم خیلی بالاتر بوده اند تحقیر کنی؟ در اداره بایگانی هم وضع مشابه است.
خیلی گشتم توی اون اداره کسی را پیدا کنم و درددل مردم را باهاش درمیان بگذارم اما ترسیدم کارخودم هم گره بخورد و به برای تایید فیش حقوقی سال خیارشوشاه به بندر کنگان فرستاده شوم!
اینهایی که نوشته شد گوشه کوچکی از رنج هزاران نفری است که هر روز به شعبه 22 تامین اجتماعی مراجعه می کنند اداره ای که در آن تکریم ارباب رجوع بی معناست به اداره ای که گویا از هیچ قانونی تبعیت نمی کند. خیلی سوابق بیمه ای در این شعبه متاسفانه وجود ندارد و پاسخ هر اعتراضی در آنجا تهدید است و تهدید!
شاید ذکر این نکته خالی از لطف نباشد اگرچه کارکنان دولت به قول قدیمی ها نوکر مردم هستند و حقوقشان ار از دولت می گیرند ولی کسی نیست به این همه کارمند محترم عبوس و بداخلاق بفهماند که حقوق آنها از حق بیمه همین بیمه شدگان دریافت می کنند و در واقع آنان مزدبگیر همین قشر هستند.
امید است اگر دلسوزانی در سازمان تامین اجتماعی وجود دارند به صورت مبدل سری به آنجا بزنند و از نزدیک مشکلات راببینند شاید مشکلی از مشکلات مردم حل شود.



